هیتلر و احمدی نژاد ، بمب اتم و توطئه حکومت جهانی

تاکید و تمرکز احمدی نژاد بر مسئله انکار هلوکاست، حکومت جهانی اسلام (امام زمان) و نظم نوین جهانی به چه علّت و در راستای منافع چه کسانی است ؟

حکومت جهانی هیتلر جنگ جهانی دوم را آفرید و نه تنها آلمان، بلکه دنیا را هم در راستای منافع سرمایه دارن صهیونیست نابود کرد، حکومت جهانی احمدی نژاد نیز جنگ جهانی سوم را خواهد آفرید و نه تنها ایران، بلکه دنیا را هم در راستای منافع سرمایه دارن صهیونیست نابود خواهد کرد.

سیاست حکومت جهانی و بازتابهای متفاوت آن در داخل و خارج

تاکید بر مسئله حکومت جهانی اسلامی توسط احمدی نژاد در رسانه ها، دارای دو بازتاب کاملاً متفاوت، یکی در صحنه داخلی و دیگری در صحنه خارجی و بین المللی می باشد.

از آنجا که اکثریت ملت ایران مسلمان شیعی مذهب هستند ادعای تسخیر دنیا و حکومت جهانی امام زمان در داخل کشور به علت اعتقادات مذهبی اکثریت مردم بازتاب اجتماعی بسیار مثبتی دارد، اما در دنیا به علّت انجام عملیاتهای گسترده تروریستی توسط مسلمانان افراطی بخصوص گروه القاعده نظیر فاجعه 11 سپتامبر (حمله به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون توسط گروه بن لادن) و تبلیغات تخریبی هدفمند رسانه های جهان علیه مسلمانان، چهره ای بسیار وحشتناک و جنگ طلب از دین اسلام و مسلمانان در افکار عمومی مردم جهان نقش بسته است.

رسانه های دنیا بطور کاملاً هماهنگ و برنامه ریزی شده احمدی نژاد را به علّت انکار هولوکاست، فردی ضد یهود (صهیونیست) و بعنوان هیتلر دوم و خواستار حکومت جهانی اسلامی به مردم دنیا معرفی می کنند. با توجه به این حقایق نگران کننده، طرح مکرر مسئله حکومت جهانی اسلام توسط احمدی نژاد بازتاب بسیار منفی در افکار عمومی داشته و اکثریت مردم جهان را از این موضوع به وحشت انداخته است. قبل از جنگ جهانی دوم، هیتلر نیز بطور مکرر بر نظریه حکومت جهانی نژاد برتر آریایی پافشاری می کرد که این موضوع موجب وحشت جهانی خصوصا اروپاییان از وی شد و جهان را بر علیه آلمان متحد کرد.

رسانه های غربی احمدی نژاد اسلام گرا بهترین گزینه برای اجرای نقش هیتلر جدید و حکومت اسلامی ایران بهترین گزینه برای اجرای نقش آلمان جدید می باشد.

دلایل وقوع جنگ جهانی اول

علل اساسی در بروز جنگ، اختلاف امپراطوری ها بر سر مستعمرات، کشمکشهای بین المللی بر سر بازار فروش مواد خام، ظهور نیروی پر قدرت ناسیونالیسم مهاجم و … اما ترور ولیعهد اتریش بدست یک گروه صربستانی آتش جنگ را شعله ور ساخت، این دلایل بدون شک درست هستند اما علل مهمتر دیگری نیز وجود داشت. سردمداران توطئه ظرف بیش از دو دهه سرگرم برنامه ریزی برای شروع این جنگ بوده اند.

در آن زمان تبلیغات رسانه ها (روزنامه ها و …) درباره جنگ شدیداً یکطرفه و برعلیه آلمان بود. البته طرفین در برافروختن آتش جنگ به یک اندازه گناهکار بودند، اما در خلال جنگ از آلمان بطور اغراق آمیزی تصویر یک هیولای نظامی ترسیم می شد که در پی حکومت بر تمامی جهان است. فراموش نکنید، این تصویر از طرف دولت بریتانیا ترسیم می شد که خود به تنهایی بیش از مجموع کل سربازان سایر کشورهای هم پیمان، سربازان خود را در دیگر کشورها مستقر ساخته بود. امپراطوری بریتانیای کبیر چنان در سرتاسر جهان آن روز گسترده بود که آفتاب هرگز در آن غروب نمی کرد، اما دلیل اصلی برای شروع جنگ جهانی اول این بود که آلمانی ها می رفتند تا در بازارهای جهانی بصورت رقبای سرسختی در برابر انگلیس قد علم کنند و انگلیسی ها از قدرت گرفتن آلمان و افول امپراطوری خود به شدت هراس داشتند.

دلایل وقوع جنگ جهانی دوم

شکست آلمان در جنگ جهانی اول و تحمیل غرامت جنگی بسیار سنگین که موجب تحقیر آلمان شد، بقدرت رسیدن نظامیان افراطی در آلمان، اشاعه ملّی گرایی افراطی و مهاجم که منجر به ظهور فاشیسم در اروپا شد، قدرت نظامی شگفت انگیز و هراسناک آلمان که موجب وحشت کشورهای اروپایی و رقابت تسلیحاتی در اروپا شد. سیاست خارجی تنش زای هیتلر که بر اساس کشور گشایی و حکومت جهانی نژاد برتر آریایی تعریف شده بود و تلاش هیتلر برای دستیابی به بمب اتم به شدت موجب هراس کشورهای اروپایی از هیتلر و باعث اتحاد بریتانیا، شوروی و امریکا علیه آلمان شد.

نارضایتی مردم بخصوص قشر کارگر از وضعیت اقتصادی منجر به ظهور شوراهای انقلابی کارگری مورد حمایت شوروی در اروپا (به ویژه در آلمان) شد که حکومت های اروپا را نیز بخطر انداخته بود. قبل از جنگ رکود و بحران فزاینده اقتصادی در امریکا و اروپا وجود داشت و برای رونق اقتصادی سرمایه ها باید در صنایع تولیدی به جریان انداخته می شد اما با کمال تعجب دولت ها در صنایع نظامی سرمایه گذاری کردند که این حقیقت نشان دهنده آن است که برای جنگ جهانی دوم از سالها پیش تدارک دیده شده بود. با آغاز جنگ توسط هیتلر جنبش های انقلابی در آلمان و دیگر نقاط اروپا از میان رفتند، رونق اقتصادی فزاینده ای در امریکا و انگلیس بوجود آمد و از رهگذر این جنگ بزرگ سرمایه داران انگلیسی- امریکایی بشدت ثروتمند شدند و تنها ویرانی، کشتار و نابودی اقتصاد و صنایع پیشرفته، دستاورد هیتلر برای مردم آلمان بود.

کنترل، ایجاد وحشت و فریب افکار عمومی قبل از جنگ های جهانی

1-     فریب افکار عمومی با محوریت اختلاف نژادی «آریایی در مقابل سامی (یهودی)»

سردمداران توطئه چندین دهه قبل از جنگ جهانی دوم، بوسیله اشخاصی مانند کنت گوبینوی فرانسوی و هوستن چمبرلین انگلیسی (از بنیانگذاران مکتب آریایی گرایی) که دارای پیوندهایی نزدیک با دربار بریتانیا بودند، بطور کاملاً برنامه ریزی شده، اقدام به برانگیختن و ترویج موج تعصبات نژادی (و ملّی گرایی افراطی و مهاجم) در مردم آلمان کردند که سرانجام به صورت نازیسم سر بر کشید، هوستن چمبرلین در کتابی با عنوان بنیاد سده نوزدهم تاریخ معاصر اروپا را به عنوان عرصه تعارض دو نژاد «آریایی» و «سامی (یهودی)» ترسیم می کرد.

تاسیس انجمن جهانی تئوسوفی در نیویورک و پیدایش طریقت ماسونی تئوسوفی نیز سهم بسیار زیادی در ایجاد این موج داشت تا آنجا که نشان صلیب شکسته از نشان انجمن تئوسوفی برداشته شده که این جریان نیز دارای پیوندهایی آشکار با کانون های معینی از زرسالاران یهودی، انگلوساکسون و آلمانی بوده است. موج ضد یهودیت (ضد سامی گرایی) که بر بنیاد عوامل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی عدیده در آلمان گسترش یافت و موجب به قدرت رساندن آدولف هیتلر شد، به شکلی عجیب با «زرسالاران یهودی و سازمان اطلاعاتی بریتانیا» پیوند دارد.

2-     فریب افکار عمومی با محوریت اختلاف در اعتقادات دینی «مسیحیت در مقابل اسلام»

سردمداران توطئه چندین دهه است که برای زمینه سازی قبل از آغاز جنگ جهانی سوم در حال برانگیختن تعصبات مذهبی، انتشار تنفر و ایجاد اختلاف بین مسیحیان و مسلمانان بوسیله رسانه ها در جهان هستند. در ادامه این پروژه نظریه پرداز مشهور ساموئل هانتینگتون (یهودی تبار) با طرح نظریه «برخورد تمدن ها» پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، فرهنگ و هویت مذهبی را سرچشمه همه درگیری ها دانست. وی در نظریه‌اش این مسئله را مطرح می کند که : «برخورد آینده تمدن غرب با تمدن اسلامی و تمدن چینی است.«

این به آن معنی نیست که سیر تحولات به صورت جبری به سمتی پیش می رود که این سه تمدن با هم برخورد کنند، بلکه در حقیقت برنامه ریزی شده که باید این گونه بشود، نه این که این طور خواهد شد، یعنی طراحی یک برخورد خشن نظامی و سیاسی – امنیتی با به کارگرفتن جنگ نرم تبلیغاتی و روانی. در واقع اسلام هراسی مقدمه اسلام ستیزی است، یعنی در جهان غرب مسیحیان را از مسلمانان بترسانند و اسلام را خطر نشان دهند تا برای دفع آن، اقدامات نظامی، سیاسی، تبلیغاتی و روانی خود را توجیه مذهبی کنند، در حقیقت «استراتژی امریکا پیاده کردن تئوری برخورد تمدن ها» است.

3-     فریب افکار عمومی بوسیله مذاکرات هسته ای ایران با قدرت های 1+5

مذاکرات هسته ای ایران با قدرت های غربی از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی آغاز شد و تا امروز در دوره دوم دولت احمدی نژاد ادامه یافته است. در این 8 سال و بعد از مذاکرت بسیار قدرتهای غربی با ایران بر سر برنامه اتمی هیچ توافق موثری حاصل نشده و رسانه های غربی نیز با پوشش گسترده عدم توافق غربی ها با ایران در مذاکرات هسته ای، بطور مدام بر این موضع تاکید کرده و این مسئله را به افکار عمومی تزریق می کنند که مذاکرات با ایران کاری بیهوده و بی نتیجه بوده و اگر هر چه زودتر قدرتهای غربی جنگ علیه ایران را آغاز نکنند ایران بزودی با دستیابی به سلاح اتمی امنیت منطقه و دنیا را به خطر خواهد انداخت.

چرا غربی ها با بمب های اتمی پاکستان، هند و اسرائیل مشکلی ندارند اما با جمهوری اسلامی که هنوز به اعتراف خودشان به سلاح اتمی دست نیافته این چنین مقابله کرده و برنامه اتمی ایران را به شدت خطرناک نشان می دهند ؟!

در حقیقت حتی اگر هم جمهوری اسلامی بتواند در این مدت کوتاه چندین کلاهک اتمی هم بسازد به هیچ وجه نمی تواند با قدرت اتمی اسرائیل که در حدود 500 کلاهک اتمی و یا امریکا که بیش از 10000 کلاهک اتمی دارند رقابت کند و در واقع کمتر از 10 بمب اتمی برای نابودی تمام ایران کافی است. دستیابی ایران به سلاح اتمی یعنی صدور مجوز جنگ نامحدود برای نیروهای ناتو علیه ایران.

با تمام امتیازات سیاسی و اقتصادی خفت باری که ایران به روسیه، چین و کشورهای غربی در طول این مذاکرات داده، هنوز به هیچ نتیجه قابل توجهی نرسیده است. حقیقت ماجرا این است که ادامه مذاکرات هسته ای ایران بعد از 8 سال یک خیمه شب بازی تمام عیار توسط امریکا است که همیشه با جنجال های رسانه ای به شدت اغراق آمیز از قدرت نظامی و اتمی ایران همراه بوده و توطئه ای برای فریب افکار عمومی، ترساندن دنیا از ایران (مسلمانان) و مقدمه ای برای آغاز جنگ جهانی سوم در راستای اجرای نظریه «برخورد تمدن ها» است.

4-     فریب افکار عمومی بوسیله بحران اسرائیل و فلسطین

سالهاست که سازمان ملل برای صلح بین اسرائیل و فلسطین تلاش می کند اما به هیچ نتیجه ای نخواهد رسید چون صهیونیست ها نخواهند گذاشت صلحی برقرار شود.

مدتهاست رسانه های غربی جنگ بین اسرائیل و فلسطین را تبدیل به نماد تقابل تمدن جهان اسلام در برابر تمدن مسیحی – یهودی غرب در افکار عمومی جهان نشان داده و عدم توافق بین اسرائیل و فلسطین را به ستیزه گری و جنگ طلب بودن مسلمانان تعبیر می کنند. در حقیقت این ماجرا توطئه ای حساب شده برای ایجاد تنفر و اختلاف افکنی در میان ملل مسلمان و مسیحی و زمینه سازی برای برخورد تمدن ها در جنگ جهانی سوم و اجرای نظم نوین جهانی است. آتش این اختلافات در غرب را نئومحافظه کاران افراطی (بنیادگرایان مذهبی) در امریکا و بنیادگرایان مذهبی اسرائیل و در خاورمیانه نیز اصول گرایان افراطی (بنیادگرایان مذهبی) در ایران بهمراه گروه های شبه نظامی افراطی مانند حماس و … دامن می زنند.

5-     فریب افکار عمومی بوسیله شبیه سازی آلمان هیتلری و ایران احمدی نژادی

رسانه های غربی بصورت کاملاً برنامه ریزی شده و هماهنگ ایران را با آلمان و احمدی نژاد را با هیتلر در دوران جنگ جهانی دوّم مقایسه کرده و با تاکید بر شباهتهای شخصیتی و سیاست های یکسان هیتلر با احمدی نژاد از جمله : ضد یهود بودن، تلاش برای دستیابی به بمب اتمی، برقراری نظام دیکتاتوری، تلاش برای تسخیر جهان و برقراری حکومت جهانی، تلاش می کنند تا با نمایش مکرر این شباهتها به مردم جهان، این تفکر خطرناک را به افکار عمومی تزریق کنند که جمهوری اسلامی ایران به ریاست احمدی نژاد همان هیولای هراسناک آلمان هیتلری است با این تفاوت که این بار یک کشور مسلمان در منطقه خاورمیانه قصد حمله به دنیا را دارد. این توطئه هماهنگ رسانه های غربی برای فریب افکار عمومی و ترساندن مردم جهان از هیولای نظامی اتمی ایران را بطور آشکار می توان در برنامه های خبری تفسیری، روزنامه ها، کاریکاتورها، فیلم های تاثیر گذار هالیوودی و عملاً در سخنان سیاستمداران دنیا مشاهده کنید.

فعالیت های تروریستی فاجعه بار گروه های اسلامی افراطی مانند القاعده و بسیاری دیگر در کشورهای غربی علیه مسیحیان و یهودیان، ادامه سیاست تنش زای جمهوری اسلامی ایران در برابر امریکا، به نتیجه نرسیدن مذاکرات مداوم بین ایران و قدرتهای غربی بعد از 8 سال، وحشت مردم دنیا از برنامه اتمی ایران و برقرار نشدن صلح بین فلسطین و اسرائیل، به طور مداوم و نگران کننده ای این پیام را به افکار عمومی جامعه جهانی می رساند که «صلح جهان اسلام با جهان مسیحیت امکان ناپذیر بوده و برخورد تمدن ها اجتناب ناپذیر است«.

بررسی عوامل برخی از دخالت های نظامی امریکا

1-     جنگ خلیج : حمله نظامی صدام برای اضافه کردن کویت به خاک عراق که موجب واکنش نظامی امریکا علیه عراق شد.

2-     جنگ افغانستان : حملات گسترده تروریستی در جهان از جمله حمله به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون در 11 سپتامبر سال 2001  توسط گروه اسلامی القاعده به رهبری اسامه بن لادن، موجب هجوم نظامی امریکا به افغانستان شد. (بنیاد گرایی اسلامی در غالب گروه های اسلامی تروریستی از جمله گروه القاعده، توسط امریکا در خاورمیانه و با حمایت مالی عربستان بوجود آمد.)

3-     جنگ عراق : ساخت سلاح های کشتار جمعی توسط صدام فقط جنجال رسانه ای غرب برای توجیه واکنش نظامی امریکا علیه عراق و حضور در خاورمیانه بود و اساساً وجود خارجی نداشت.

رسالتی جهانی برای حکومتی جهانی

آرم سپاه پاسداران و حزب الله لبنان بوضوح نشان دهنده اهدافی است که بعد از انقلاب اسلامی تلاشهای گسترده ای برای تحقق آن آغاز شد و هم اکنون نیز به شدت ادامه دارد. هر دو آرم نشان دهنده تصویر کره زمین در پشت یک دست است که با تکیه بر کتاب قرآن (اعتقادات مذهبی)، سلاح بدست گرفته برای تسخیر جهان و برپایی حکومت جهانی اسلام با توسل به قدرت نظامی.

ماموریت سپاه پاسدارن انجام رسالتی جهانی است و به همین دلیل در قانون اساسی جمهوری اسلامی وظیفه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن» ذکر شده و به دلیل همین رسالت جهانی که محدود به مرزهای ایران نیست پسوند «ایران» در انتهای نام سپاه پاسداران وجود ندارد. جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در مقیاسی وسیعتر دقیقا همان چهره خشن و جنگ طلبی را از اسلام به دنیا نشان می دهند که گروه القاعده به رهبری اسامه بن لادن با اجرای عملیاتهای تروریستی گسترده به مردم جهان نشان داد. سیاست های جمهوری اسلامی و گروه اسلامی افراطی القاعده باعث ایجاد نفرت و تقابل مسلمانان و مسیحیان در راستای اهداف امریکا و انگلیس (صهیونیسم) و بر طبق نظریه توطئه آمیز ساموئل هانتینگتون طراحی شده است. جمهوری اسلامی ایران یک تمایز اساسی با سایر کشورهای دارای بمب اتمی دارد و آن جهان بینی الهامی حاکم بر مقامات دولتی ایران است که برای حکومت و ماموریت خود مشروعیتی الهی قائل بوده و در پی انجام رسالتی جهانی برای برقراری حکومتی جهانی است.

احمدی نژاد : «وجه دوم انقلاب اسلامی پیگیری آرمان حکومت جهانی است.»[1]

جنگ جهانی سوم و نظم نوین جهانی

امریکا و انگلیس برای مبارزه با خطر کمونیسم جهانی (و در راستای طرح کمربند سبز برژینسکی) به شدت به خیزش بنیاد گرایی اسلامی در خاورمیانه و در مرزهای جنوبی شوروی کمک کردند. کمک های مالی و تجهیز مجاهدان مسلمان افغان علیه شوروی توسط حکومت بنیادگرایی شیعی ایران و کمک های عربستان سعودی به طالبان و شبکه بزرگ اخوان المسلمین (بنیادگرایان سنی) از بزرگترین کمک های ایران و عربستان سعودی به امریکا برای خیزش بنیادگرایی اسلامی بر علیه کمونیسم و ناسیونالیسم در طول جنگ سرد بوده است.

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، در میانه سالهای 1991 تا 2001 جهان اسلام که بزرگترین متحد امریکا در جنگ سرد بود ناگهان تبدیل به بزرگترین و مهمترین دشمن امریکا و غرب شد. کشورهای خاورمیانه ای که بیشترشان، ناتوان، فقرزده و دست بگریبان اختلافات داخلی هستند هرگز تهدیدی برای ایالات متحده آن هم در مقیاسی که بتوان آنرا جنگ جهانی سوم خواند نیستند، اما نئومحافظه کاران افراطی امریکا با اغراق پیرامون خطر اسلام گرایی و بزرگ نمایی آن، این مسئله را دستمایه حضور امریکا در خاورمیانه کرده اند.

برای آغاز جنگ اهمیتی ندارد که ایران بمب اتم داشته باشد یا نه، چون القاعده و بن لادن هم مسئول حمله به امریکا در حادثه 11 سپتامبر نبودند اما رسانه ها به مردم اینگونه القا کردند و امریکا هم به افغانستان حمله کرد، صدام حسین هم سلاح های کشتار جمعی خود را سالها پیش نابود کرده بود اما رسانه های غربی به مردم خود می گفتند که صدام بطور پنهانی قصد دارد سلاح های کشتار جمعی اش را در اختیار القاعده بگذارد که این نیز دستمایه حمله امریکا به عراق شد، همچنین اهمیتی ندارد که چه کسی جنگ را آغاز کند چون هنوز در بسیاری از جنگ ها مشخص نشده شروع کننده واقعی جنگ کدام طرف بوده و زمانی هم که جنگ آغاز شود سیر تحولات از دست مردم خارج شده و در حقیقت این رسانه ها هستند که به مردم دنیا می گویند ایران بمب اتم دارد و دنیا را نابود خواهد کرد و ایران آغازگر جنگ بوده نه امریکا یا اسرائیل.

احمدی نژاد با وجود بحران اقتصادی در ایران و نیاز به سرمایه گذاری در صنایع تولیدی، سرمایه های کشور را در صنایع نظامی و ساخت سلاح اتمی سرازیر کرد و باعث رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه و تحریم همه جانبه کشور شد، بقدرت رسیدن نظامیان افراطی در ایران و پیگیری سیاست حکومت جهانی اسلام، حمایت از گروههای شبه نظامی در کشورهای عرب و بخطر انداختن حکومت حکّام عرب منطقه باعث اتحاد اعراب با اسرائیل علیه ایران شده است. اما در حقیقت مسئله ای که می تواند جهان را علیه ایران متحد کند، ساخت سلاح اتمی توسط ایران و پیگیری سیاست حکومت جهانی اسلام توسط احمدی نژاد است.

در این زمان تبلیغات رسانه های صهیونیست دنیا شدیداً یکطرفه و برعلیه ایران است، البته طرفین در برافروختن آتش جنگ به یک اندازه گناهکار خواهند بود، اما در این دوران از ایران بطور اغراق آمیزی تصویر یک هیولای نظامی در دنیا ترسیم می شود که در پی حکومت بر تمامی جهان است. فراموش نکنید، این تصویر از طرف دولت امریکا ترسیم می شود که خود تعداد زیادی پایگاه نظامی و موشکی در سرتاسر دنیا دارد، همچنین امریکا تنها کشوری است که سابقه استفاده از بمب اتمی را در جنگ داشته و بیشترین تعداد بمب اتمی را در جهان دارا می باشد که امنیت جهان را بشدت به خطر انداخته امّا بطور شگفت انگیزی ایران را متهم به ساخت سلاح های اتمی برای نابودی اسرائیل، حمله به کشورهای عرب و  تسخیر دنیا می کند. آیا حقیقتاً ایران قدرت تسخیر جهان را دارد ؟!!!

اما دلایل اصلی (اقتصادی) برای شروع جنگ جهانی سوم این است که کشورهای شرق آسیا می روند تا در بازارهای جهانی بصورت رقبای سرسختی در برابر جهان غرب به رهبری امریکا قد علم کنند و امریکا هم، از قدرت گرفتن کشورهای آسیایی (چین، هند و ژاپن) و افول امپراطوری خود به شدت هراس دارد. امریکا نگران آینده خاورمیانه نیز هست و قصد در اختیار گرفتن منابع نفتی جهان را هم دارد.

امریکا از کشورهای ایران، عراق و کره شمالی با عنوان محور شیطانی نام برده، این استراتژی در حقیقت نشان دهنده مختصات مناطق جنگی امریکا در آینده می باشد. امریکا در جنگ جهانی سوم برای حمله به خاورمیانه بوسیله رسانه ها هیولایی نظامی به نام ایران ساخته و برای حمله به شرق آسیا (چین) هیولایی نظامی به نام کره شمالی.

سناریوی وقوع جنگ جهانی سوم اینگونه خواهد بود :

دنیای غرب به رهبری امریکا برای نجات دنیا از خطر حکومت جهانی اسلام، با تحریک ایران (و متحدانش) وارد جنگ با کشورهای اسلامی در خاورمیانه شده، که قرار است با موشک ها و بمب های اتمی به رهبری ایران و با حمایت گروههای شبه نظامی و چند کشور مسلمان دیگر، جهان را تسخیر کنند و برای گسترده تر کردن دامنه جنگ بدون شک کره شمالی (مورد حمایت چین) هم با تنش زایی از جمله تهاجم نظامی به کره جنوبی (متحد امریکا و عضو ناتو) بهانه لازم برای هجوم نظامی ناتو (غرب) به شرق آسیا را فراهم خواهد آورد و مجموعه این حوادث جنگی جهانی را رقم خواهد زد و زمینه را برای اجرای نظم نوین جهانی امریکا آماده خواهد کرد.

ایران بازیگر اصلی در اجرای بازی شیطانی برخورد تمدن ها

ساموئل هانتینگتون (یهودی تبار) در کتاب «برخورد تمدن ها و نظم نوین جهانی» پایان تاریخ را عرصه تعارضات مذهبی بین تمدن اسلامی – چینی در مقابل تمدن مسیحی – یهودی ترسیم کرده و این جنگ جهانی را زمینه ساز برقراری نظم نوین جهانی به رهبری امریکا دانسته است. بدون شک براساس این نظریه و در راستای اجرای این توطئه باید کشوری با حکومت مذهبی و قدرت نظامی برتر در خاورمیانه برای ایفای این نقش انتخاب می شد :

جمهوری اسلامی ایران حکومتی مذهبی است، با انقلابی اسلامی به قدرت رسید و سیاست خارجی خود را بطور کاملاً آشکار بر صدور انقلاب اسلامی به تمام جهان بنا کرد، برترین قدرت نظامی منطقه خاورمیانه است (البته با داشتن بمب اتم)، ضد امریکایی (غرب) و دشمن اسرائیل است، با نفوذ در کشورهای عربی و حمایت از جریان های مخالف حکومت های عرب را به خطر انداخته، در مهمترین منطقه استراتژیک جهان واقع شده، انرژی جهان از رگ حیات خلیج فارس می گذرد، تنها کشور مسلمانی است که شبکه ای گسترده از گروه های شبه نظامی مسلمان و غیر مسلمان را در جهان بوجود آورده، از گروه های مسلح و برخی گروه های تروریستی بر علیه منافع امریکا حمایت می کند و با دلارهای نفتی ملت ایران این سیستم عظیم را بر علیه منافع ایالات متحده امریکا به خدمت گرفته است و مهمتر از همه تنها کشور مسلمانی است که بطور کاملاً جدی در تلاش برای زمینه سازی حکومت جهانی اسلام و تسخیر جهان است !!!. هیچ یک از کشورهای اسلامی خاورمیانه نمی توانند این نقش را بازی کنند چون تقریباً هیچ یک شرایط ایران را ندارند که بخواهند تهدیدی علیه دنیا بحساب بیایند. بنابراین ایران بطور جدی می تواند تهدیدی علیه امنیت دنیا بحساب بیاید.

استاد عبدالله شهبازی در مقاله ای بسیار مهم با نام «چرا به میرحسین موسوی رای می دهم ؟ ، چرا به احمدی نژاد رای نمی دهم ؟» می نویسد : » … مدتهاست به این باور رسیده ام که دست های مرموزی می کوشد ایران را حداقل در تبلیغات، به کاریکاتوری از آلمان هیتلری بدل کند و حداکثر اینکه در دور دوم حکومت احمدی نژاد ماجراجویی های نظامی مدهشی را رقم زند . . . بوش از جنگ جهانی سوم سخن گفته و تونی بلر فضای جهان را شبیه به زمان ظهور فاشیسم در آلمان و این بار توسط ایران توصیف کرده … تحلیل من (شهبازی) درست است که سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا برنامه بود برای بزرگ کردن احمدی نژاد و معرفی او به جهان به عنوان هیتلر جدید. ساختن چهره جهانی از احمدی نژاد برنامه ریزی شده است و مقدمه جنگ منطقه ای یا جهانی است.«

نتیجه

اسناد و اطلاعات بسیاری نشان می دهد که سرمایه داران امریکایی و انگلیسی که بسیاری نیز یهودی تبار و صهیونیست بوده اند با حمایت پنهانی موجب به قدرت رسیدن آدولف هیتلر (یهودی تبار) در آلمان شدند و عملکرد به ظاهر مخالف هیتلر با سرمایه داران یهودی صهیونیست نیز تاکتیکی هوشمندانه برای فریب افکار عمومی و در جهت منافع امریکا و انگلیس یا همان صهیونیسم بوده است. از خدمات بزرگ هیتلر به آلمان انتقال اجباری یهودیان اروپا به فلسطین در راستای منافع صهیونیسم برای تشکیل کشور اسرائیل، نابودی صنایع عظیم و تسلیحات نظامی فوق پیشرفته آلمان، ربودن دانشمندان نخبه نازی و غارت اطلاعات فوق سری تسلیحاتی آلمان توسط امریکا و شوروی و مهمتر از آن رقابت تسلیحاتی در اروپا که منجر کسب میلیاردها دلار سود توسط شرکت های بزرگ تسلیحاتی متعلق به سرمایه داران امریکایی و انگلیسی شد.

دشمنی صدام حسین با امریکا نیز همان تاکتیک قدیمی برای فریب افکار عمومی، هراس کشورهای خاورمیانه از صدام که منجر به رقابت تسلیحاتی کشورهای عرب در خاورمیانه و سرازیر شدن میلیاردها دلار سود به جیب همان مافیای سرمایه داران انگلیسی – امریکایی مالک بزرگترین صنایع عظیم تسلیحاتی در جهان می باشند.

امروز بر بسیاری از مردم جهان آشکار شده که فاجعه 11 سپتامبر نیز یک توطئه داخلی بوده و دشمنی القاعده به رهبری اسامه بن لادن با غرب نیز تاکتیکی هوشمندانه برای فریب افکار عمومی برای توجیه حمله امریکا به افغانستان و ادامه حضور در خاورمیانه برای مبارزه با تروریسم جهانی است. در حقیقت حاصل رخدادهای 11 سپتامبر و عملیاتهای تروریستی گسترده مسلمانان افراطی گروه القاعده در جهان توطئه ای برنامه ریزی شده برای برانگیختن تنفر جهانی دنیای مسیحیت بر علیه اسلام و مسلمانان در راستای اجرای توطئه برخورد تمدن های صهیونیست ها است.

فراموش نکنید که هیتلر نیز به دنبال دستیابی به بمب اتمی و اجرای حکومت جهانی نژاد برتر آریایی بود اما موجب وحشت کشورهای اروپایی، رقابت تسلیحاتی، سود میلیارد دلاری صهیونیست ها، آغاز جنگ جهانی دوم و نابودی آلمان شد. با این تفاسیر آیا سیاست حکومت جهانی جمهوری اسلامی و تلاش احمدی نژاد برای دستیابی به بمب اتمی منجر به وحشت کشورهای جهان، رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه، سود میلیارد دلاری صهیونیست ها، آغاز جنگ جهانی سوم و نابودی ایران نخواهد شد ؟!!!

آیا عملکرد به ظاهر مخالف جمهوری اسلامی تاکتیکی هوشمندانه برای فریب افکار عمومی در جهت منافع امریکا و انگلیس، آغاز جنگ جهانی سوم و اجرای نظم نوین جهانی صهیونیست ها نیست ؟ !!!

احمدى نژاد : «نقطه نهایى دیپلماسى ما برپایى حکومت جهانى است.» (ایسنا، ۱۴ اسفند ۱۳۸۸)

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.